آقمشهد پایگاه شهید سلمان بابائی شهید شکرالله اسماعیلی شهید سعید فلاحی شهید عادل مهدوی شهید بهرام کنعانی شهید مهدی هادیان شهید هادی نیکزاد شهید محمود اسماعیلی شهید داریوش رنجبر شهید ذبیح الله علیپور شهید میرزاخان زائری کلام ستارگان اخبار یادواره کلام ماه دیار عاشقان
>
| |

وصیت نامه بسیجی دلاور شهید مهدی(امیر) هادیان

«بسم ربّ الشهداء و الصدیقین»

 

 

«ولا تحسبن الذّین قتلو فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون»

«هرگز مپندارید آنانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند، بلکه زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی می خورند.»

 

با سلام و درود بر پیشگاه حق تعالی و مهدی موعود منجی عالم بشریت و با سلام و درود بر نائب برحقش امام امت این خورشید فروزان و همیشه طالع و بدون غروب و با سلام بر مه تابان انقلاب حضرت آیت الله خمینی و با درود و سلام بر ستارگان درخشان تاریخ اسلام و دولتمردان انقلاب و با درود و سلام بر گلگون شدگان شربت شهادت نوشیده.

و با درود و سلام بر شما امت همیشه در صحنه که به ندای هل من ناصرا امام لبیک گفتید و با حضور یکپارچه خود در صحنه های پیکار شعار را به شعور تبدیل نمودید.

پدر بزرگوارم اول بنده حقیر را حلال کنید. البته می دانم که شما آنقدر بزرگوارید که مسائل را بهتر از حقیر درک می کنید، پس جائی که اسلام در خطر است جان چه ارزشی دارد. امیدوارم که در سوگ فرزندان یک پدر نمونه بوده و باعث تسلی خاطر دیگران باشید و هرگز قطره اشکی از چشمان مبارک شما فرو نریزد که دشمنان را خوشحال خواهد کرد. می دانم که دامادی فرزندتان را آرزو داشتید، آری چون این آرزوی همه پدران است. پدر بزرگوارم چه خوبست انسان فرزندش را به راهی بفرستد که آرزوی آن را دارد، ولی پدرم نمی دانی برایم این چهار حرف چقدر شیرین و گوارا است، یعنی کلمه «شهید» هر انسان برای رسیدن به این چهار حرف باید آن را طوری تنظیم کند که شهید خوانده شود و بعد پیش بند اسمش قرار دهد آری شهید این کلمه چهار حرفی چقدر شیرین و گوارا برای من است. کسی درک نخواهد کرد جز آن شهیدی که شربت شهادت را نوشید.

بلی پدر، من داماد شده ام البته بدون حضور شما! همسرم شهادت را با خود می برم و فرزندم آزادی را به شما می سپارم. امیدوارم که از او خوب مواظبت کنید. پدرم می دانم که حق فرزندی را نسبت به شما نتوانستم ادا کنم ولی با این وجود امید برای حلالیت دارم. من هرچند که خود فرزندی بزرگ نکردم اما می دانم بزرگ کردن فرزند با این وضع مادی و سخت جانگداز است. پدرم وقتی انسان با این همه سختی و گرفتاری فرزندی بزرگ نماید و چقدر خوب است که او را در راه مقدس اسلام بدهد و شهادت را سرآغاز زندگی او قرار دهد، پدرم با این همه زحمتی که برایم کشیدید من به شما ثمر ندادم، از این موضوع طلب عفو می نمایم. پدرم چون شیر شجاع هستید، می خواهم چون کوه استوار بمانید.

و تو برادرم شما بسیار بزرگتر از آنید که وصیت کنم اما چه کنم که تذکرات لازم است. اول اینکه رابطه خود را نسبت به خانواده های شهدا بیشتر کنید دوم اینکه در مجالس شهادتم خود پیش خدمت باشید چون آرزو داشتم در عروسی ام شما یش خدمت باشید. سوم اینکه جلوی گریه خواهرانم را بگیرید و نگذارید که در عزای شهادت برادرشان گریه و زاری کنند چون می خواهم یک خانواده شهید نمونه باشید، دل های خانواده های شهدا با دیدن آنان آرام بگیرد.

برادرم می خواهم با شهادت خود ثابت کنم که ای جوانان، جان دادن برای خدا آسان است اما قبول ذلت برای یک مسلمان ننگ است و دشوار. بعد از شهادتم یک آرزو دارم و آن این است که بعد از شهادتم هیچ کس جسدم را نیابد و گمنام شهید شوم چون حسین) سرور شهیدان کربلا کسی را نداشت که جسد مطهرش را بگیرد.

 

تو ای خواهر غمدیده نداری خبر از من

کـز گـردش ایام چـه آمد بـسـر من

من تازه جــوان بـودم اندر چمـن خود

نشکفته فرو ریخته همه بال و پر من

 

خواهرم حجاب تو کوبنده تر از خون سرخ من است و خواهرم از شهادتم هیچ گونه ناراحتی از خود نشان ندهید چون دشمنان اسلام از ناراحتی شما خوشحال می شوند، پس صبور باشید که خدا صابران را دوست دارد و با استقامت خود مشت محکمی بر دهان دشمنان اسلام بزنید. از هموطنان و دوستان تقاضا دارم که دست تفاله های طاغوت را از سر مردم محروم و مظلوم ما کوتاه کنند.

الهی بهشت را نشانم نده چون می ترسم بازرگان بمیرم، یعنی برای بهشت بمیرم. الهی جهنمت را نشانم نده چون می ترسم ترسو بمیرم، یعنی از ترس آتش دوزخت بمیرم. الهی نور ایمان بر قلبم نِه تا در راه رضای تو و برای رضای تو شهید شوم. از تمام دوستان و فامیلان طلب عفو می نمایم.

 

خدایا، خدایا، تا انقلاب مهدی حتی کنار مهدی خمینی را نگه دار

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


دیدگاه‌ها

کد موجود در تصویری که مشاهده می کنید را وارد کنید
XML دیدگاه ها: RSS | Atom

درون‌شد

بازدیدکنندگان

۱