آقمشهد پایگاه شهید سلمان بابائی شهید شکرالله اسماعیلی شهید سعید فلاحی شهید عادل مهدوی شهید بهرام کنعانی شهید مهدی هادیان شهید هادی نیکزاد شهید محمود اسماعیلی شهید داریوش رنجبر شهید ذبیح الله علیپور شهید میرزاخان زائری کلام ستارگان اخبار یادواره کلام ماه دیار عاشقان
>
| |

زندگی نامه شهید میرزاخان زائری

نام پدر: آقاجان

محل تولد: آقمشهد

تاریخ تولد: ۲/۵/۱۳۰۱

تاریخ شهادت: ۲۲/۴/۱۳۶۱

محل شهادت: آقمشهد

نحوه شهادت: اصابت ضربات چاقو به دست منافقان کوردل

وضعیت تأهل: متأهل

سن شهید: ۶۰ سال

 

     جنگل سرسبز بود و آرام، چشمه سار آهسته می جوشید، خورشید در هاله ای از خون در پای کوی البرز به خواب رفته و مؤذن بر بلندای گلدسته عشق، بانگ اذان برآورد و سفره محبت در کلبه ای کوچک و بی ریا و با صفا پهن شد. پیرمرد وضو ساخت در پیشگاه خدا به وحدانیتش شهادت داد. اشهدان لااله الالله و...

     سفره ای بی ریای میرزا شاهد آخرین صلوات و مغفرت از درگاه باری تعالی به درگاه حق تعالی است. در آن سوی این سفره پرازیاد خدا، در چند قدم آن طرفتر، خفّاشی در کمین  نشسته است. زمانه آبستن حادثه است. میرزا دست به سفره افطار نبرده صدایی آشنا اورا از بیرون منزل فراخواند.

 

- بفرمائید، افطار حاضر است. در تاریک و روشن هوا چند گامی به جلوگذاشت دنبال صاحب صدا می گشت. که ناگهان آه از نهاد گرسنه و روزه دار میرزا برآمد. آسمان در مقابل چشمانش تیره وتار شد، برگ درختان لرزیدند. میرزا باچشمانی نیمه باز به دنبال ضارب       می گشت درذهن احساس کرد که ضارب را می شناسد اما توگویی این آخرین احساس میرزا بود.

 

قبل از اینکه به جزئیات زندگی شهید زائری بپردازیم مطالبی را به عنوان مقدمه به خوانندگان ارجمند تقدیم می داریم.

 

 

« شخصیت هر کس در انقلابات زمانه مشخص خواهد شد »  علی(ع)

 

     انقلاب اسلامی ریشه در اعتقادات مذهبی ملت داشته است در پرتو این انقلاب چهره افراد جامعه می توان شناخت، مجموعه آفرینش پروردگار جهان با تمام ظواهر مادی و معنوی روح انسان را به ستایش خالق هستی وا می دارد. روحی که در برابر قدرت لایزال الهی به خضوع و خشوع می افتد لیکن در این راه دشواری های بسیار است که هر کس بدین مقام والا دست یابدبه یک دلخوش ابدی دست پیدا کرده است. به طوری که مولای موحدان علی(ع)            می فرماید شخصیت هرکس در انقلابات زمانه مشخص می شود و در تاریخ انقلاب اسلامی ایران نیز بسی چهره ها شناخته شد که قبل از آن در تصورات دیگران به گونه ای دیگر بوده است.

     شهید میرزاخان زائری در سال ۱۳۰۱ در یک خانواده ی مسلمان در روستای آقمشهد ساری به دنیا آمد. پدرش دامدار بود و در جنگل زندگی می کرد، وی بعد از فوت پدر نیز  این شغل را ادامه داد، او زندگی ساده و بی پیرایشی داشت. وی پس از ازدواج دارای ۸  فرزند شد که ۴ پسر و ۴ دختر بوده اند.

     شهید زائری به مسافرت علاقه زیادی داشت، به طوری که در جوانی به اکثر شهرها و روستاهای مازندران سفر کرد. و از این طریق آشنایان و دوستان زیادی در تمام روستاهای مازندران پیدا کرد. از ویژگی های دیگر که خصلت ایشان تلقی می شود اعتقاد بر این بود که دختر باید هرچه زودتر به خانه شوهر رود به طوری که اکثر دختران خود را در سنین پائین به خانه ی بخت فرستاد. وی علاوه بر خوشروئی، قلبی مهربان داشت و نسبت به هیچ کس احساس کینه و حسادت نداشت به همین دلیل هیچ وقت دوستانش را از دست نمی داد و مردم به او احترام می گذاشتند و از او حرف شنوی داشتند .

     در آغاز مبارزات امام خمینی در سال ۴۲ و انتشار پیام این قیام روحیه وی متحول شد و به امام که همیشه سیّدش می خواند دلبستگی شدید پیدا نمود. بعد از مراجعت حضرت امام از تبعید شهید زائری در قم به دیدارش رفت و بدین گونه وارد مرحله نوینی از زندگی خود که علاقه به جمهوری اسلامی بود گردید. شهید زائری به جمهوری اسلامی علاقه مفرط داشت به طوری که پس از ترورهایی که از سوی منافقین مزدور انجام گرفت نسبت به آنان کینه شدیدی پیدا کرد و  می گفت اگر به من اختیار بدهند ریشه ی آنان را می زنم در هرجا مخالفت و مبارزه با آنها را پیش می کشید و مخصوصاً به دامداران ساکن جنگل گفته بود که اگر منافقین در جنگل به آنها مراجعه کردند فوراً به مسئولان اطلاع دهند تا مأمورین جمهوری اسلامی آنان را دستگیر کنند.

     شهید زائری برای پاسداران انقلاب که برای نابودی منافقین در جنگل مأمور بودند راهنما بود و برادران سپاه را در جنگل و کوره راهها راهنمایی می کرد به طوری که منافقین ضربات سختی را از این طریق متحمل شدند و درنتیجه این عملیات ها بود که منافقین مزدور آمریکا دریافتند تا شهید زائری در جنگل حضور دارد جایی برای آنان باقی نمی ماند و می گفتند شهید زائری ما را شناسائی کرده و جای ما را در جنگل به سپاه اطلاع می دهد. اینجا بود که تصمیم گرفتند که وی را از سر راه خود بردارند. منافقین ابتدا تعدادی از افراد محلی را فریب داده و با خود همراه می کنند تا به آنان کمک کنند، به علت ترسی که منافقین داشتند ترجیح می دادند که این جنایت را هنگامی انجام دهند که مردم از آن اطلاع نیابند و برای این منظور شب بیست و یکم رمضان را انتخاب کردند تا وقتی که مردم مشغول صرف افطار هستند آنها نیز از فرصت استفاده نمایند. آنها اول اذان به عنوان مهمان به منزل شهید زائری که در قسمت شمال روستای آقمشهد در جنگل واقع است رفتند، آن شب فقط زائری و همسرش در آنجا بودند، همسرش برای افطار غذا و چای را آماده کرد هنوز اذان مغرب تمام نشده بود که صدایی از بیرون شنیده شد. شهید زائری بیرون رفت دید سه نفر به طرفش می آیند باتوجه به این که شهید بسیار مهمان نواز بود، از این جهت آنها را دعوت کرد اما چند قدم به جلوتر نرفته بود که ناگهان ضربه های کارد را در پشت خود احساس کرد. در یک لحظه او را بر زمین انداختند، یک نفر از منافقین روی دستش و یک نفر روی پای او و نفر سوم روی      سینه اش رفته در یک لحظه هجده ضربه کارد را در قفسه سینه و گلویش فرو کردند. در مجموع چهل و چهار ضربه کارد در بدن شهید زائری وارد آوردند و این پیرمرد را در جنگل به شهادت رساندند. به طوری که منافقین بعداً شهادت شهید زائری را از موفقیت های مهم خود در جنگل اعلام کردند که توانست حاکمیت آنان را به تصور باطلشان در جنگل تثبیت نماید. اما از آنجایی که خداوند یاور انقلاب است، در مدت کوتاهی این مزدوران بی اجر و مزد استکبار جهانی به دست فرزندان رشید مردم در جنگل دستگیر شدند.

     در این رابطه مطلبی قابل ذکر است که در این شب منافقین پس از اطمینان از شهادت شهید زائری به داخل منزل رفته و همسر پیرش را با قنداق تفنگ مجروح ساخته به طوریکه از خونِ سرش سفره افطار خونین شد. اول دست و پا و بعداً دهانش را محکم بستند و پیکرش را زخمی به حال خود رها کرده و رفتند.

     پیکر شهید زائری نیز آن شب در محوطه منزل تا صبح بر روی زمین بود و روز بعد مردم روستای آقمشهد از جنایت آنان مطلع شده و بلافاصله به آنجا مراجعه و پیکر شهید زائری را به روستا انتقال و درصحن مزار امامزاده حضرت علی اکبر به خاک سپردند.

 

 

یادش گرامی باد و روحش شاد

والسلام

 


دیدگاه‌ها

کد موجود در تصویری که مشاهده می کنید را وارد کنید
XML دیدگاه ها: RSS | Atom

درون‌شد

بازدیدکنندگان

۱